شصت خانه، به دو زبان
ده ساقه و دوازده شاخه با هم شصت ترکیب میسازند و شصت سال طول میکشد تا نامی تکرار شود. اینجا هر شصت خانه با نام ژاپنی و کرهایاش آمده، بهعلاوه سالهایی که در یک قرن اخیر و دو دهه پیش رو به هرکدام میرسند.
ده ساقه — پنج عنصر، هرکدام یک برادر بزرگ و یک برادر کوچک
ژاپنیها به کلِ این دستگاه «اِتو» میگویند، و این نام از دلِ خودِ ساقهها بیرون آمده است. هر ساقه در ژاپنی یک عنصر است بهاضافهٔ یکی از دو واژهٔ え (兄، برادرِ بزرگتر) و と (弟، برادرِ کوچکتر): 甲 میشود «کینوئه» یعنی برادرِ بزرگِ چوب و 乙 میشود «کینوتو» یعنی برادرِ کوچکِ چوب. یانگ برادرِ بزرگ است و یین برادرِ کوچک. «اِتو» یعنی همان «بزرگوکوچک» — نامِ کلِ چرخه، از دو هجای یین و یانگ.
دوازده شاخه — نویسه یکی، جانور همیشه نه
دو خانه با فهرست چینی فرق دارند و در جدول با رنگ مشخص شدهاند: 未 که در چین بز خوانده میشود و در ژاپن و کره گوسفند، و 亥 که در چین و کره خوک اهلی است و در ژاپن گراز وحشی.
子 ね ne 자 ja چین: موش ژاپن: موش کره: موش
نخستین خانهٔ چرخه، و در هر سه کشور نشانهٔ همان چیز: زودتر از همه رسیدن. موش در این سنت آفت نیست، پیشبین است — کسی که پیش از بقیه میفهمد باد از کدام سو میآید و پیش از بقیه راه میافتد. زیرک، صرفهجو و اهلِ انبار کردن برای روزِ مبادا.
در ژاپن: در ژاپن موش پیکِ دایکوکوتِن است، خدای ثروت و برکتِ خانه؛ در نگارههای کهن موش روی گونیِ برنجِ او نشسته. پس ژاپنی سالِ موش را سالِ پُر شدنِ انبار میداند و آغازِ چرخه را با پسانداز و برنامهٔ تازه جشن میگیرد.
در کره: کرهایها نخستین روزِ موشِ سالِ نو را «جویبولنوری» (쥐불놀이) داشتند: مرزِ مزرعه را آتش میزدند تا موش و آفت از زمین برود. همان موشی که انبار را میچاپد، در قصهها زودتر از همه راه را بلد است — و در مسابقهٔ معروفِ دوازده حیوان هم با سواری گرفتن از گاو اول شد.
丑 うし ushi 축 chuk چین: گاو ژاپن: گاو کره: گاو
خانهٔ صبر و بار بردن. گاو تند نمیرود اما میرسد؛ آدمِ این خانه دیر تصمیم میگیرد و بعد از تصمیم دیگر برنمیگردد. کارِ درازمدت، پشتکار و اعتمادی که با سالها ساخته میشود.
در ژاپن: گاو در ژاپن جانورِ تِنجین است — سوگاوارا نو میچیزانه، خدای درس و خط و امتحان. در هر معبدِ تنمانگو مجسمهٔ گاوِ خوابیدهای هست که دانشآموزها سرش را دست میکشند تا در کنکور موفق شوند؛ سرِ آن گاوها از بس دست خورده برق میزند.
در کره: گاو در کره کلِ سرمایهٔ یک خانوادهٔ دهقانی بود، و فروختنش یعنی فرستادنِ پسر به دانشگاه. به ساختمانهای تازهسازِ دانشگاههای دههٔ شصت میلادی میگفتند «برجِ استخوانِ گاو» (우골탑) — یعنی این را با گاوهای فروختهشدهٔ پدرها ساختهاند.
寅 とら tora 인 in چین: ببر ژاپن: ببر کره: ببر
خانهٔ جسارت و آغازِ بیمحابا. در تقویمِ خورشیدی همین خانه سرِ سال است، پس ببر بارِ «شروع» را هم به دوش میکشد: بیپروا، رک، و آماده برای رفتن سرِ چیزی که بقیه فقط دربارهٔ آن حرف زدهاند.
در ژاپن: ژاپن هرگز ببر نداشته است. نقاشانِ ژاپنی قرنها ببر را از روی پوستِ وارداتی و از روی گربهٔ خانگی میکشیدند، و برای همین ببرهای پردههای کهنِ ژاپنی صورتِ گربه دارند و چشمشان مهربان است. ببر در ژاپن با بیشامونتِن، خدای جنگ و نگهبانِ شمال، پیوند دارد.
در کره: ببر جانورِ ملیِ کره است و هر قصهٔ کرهای با همین جمله شروع میشود: «روزگاری که ببرها چپق میکشیدند» (호랑이 담배 피우던 시절). در اسطورهٔ بنیانِ کره هم ببر همان است که طاقتِ صد روز سیر و اِفدرا خوردن در غار را نیاورد و بیرون زد؛ خرس ماند و آدم شد.
卯 う u 묘 myo چین: خرگوش ژاپن: خرگوش کره: خرگوش
خانهٔ نرمی و زیرکی. خرگوش با شاخ و دندان کاری پیش نمیبرد؛ با سرعت، با حواسِ جمع و با یک حرفِ بهموقع از مهلکه بیرون میآید. لطافت، ذوقِ هنری و پرهیز از رویارویی.
در ژاپن: آنچه ژاپنیها در ماهِ کامل میبینند خرگوشی است که در هاون برنج میکوبد و موچی میسازد. خرگوش را در ژاپن با شمارهواژهٔ پرندگان میشمارند — 一羽، «یک بال» — یادگارِ روزگاری که راهبانِ بودایی برای اینکه بتوانند بخورندش آن را رسماً پرنده اعلام کردند.
در کره: خرگوشِ ماه در کره هم هست، اما بهجای موچی داروی جاودانگی میکوبد. و قصهٔ «بیولجوبوجون»: لاکپشتی خرگوش را به کاخِ زیرِ دریا میبرد تا جگرش را به شاهِ بیمارِ اژدها بدهند، و خرگوش با یک دروغِ بهموقع — «جگرم را روی خشکی جا گذاشتهام» — جان به در میبرد.
辰 たつ tatsu 진 jin چین: اژدها ژاپن: اژدها کره: اژدها
تنها جانورِ خیالیِ فهرست، و پرآوازهترینِ دوازدهتا. خانهٔ بلندپروازی، حضورِ چشمگیر و کارهایی که اندازهشان از خودِ آدم بزرگتر است. اژدها یا اوج میگیرد یا هیچ.
در ژاپن: اژدهای ژاپنی سه چنگال دارد، کرهای چهار و چینی پنج — و هرچه به شرق میآییم انگشتها کم میشود. اژدهای ژاپنی بیشتر آبی است تا آسمانی: ریوجین، خدای دریا، و اژدهایانی که در برکهٔ معبدها و زیرِ سقفِ تالارها خوابیدهاند و آب و باران را نگه میدارند.
در کره: در کره اژدها از مار زاده میشود: «ایمووگی» هزار سال در آب میماند تا روزی به آسمان برود و اژدها شود. و مشهورترین ضربالمثلِ امیدِ کره از همینجاست — «از جوی هم اژدها بیرون میآید» (개천에서 용 난다): از خانهٔ فقیر هم آدمِ بزرگ درمیآید.
巳 み mi 사 sa چین: مار ژاپن: مار کره: مار
خانهٔ هوشِ خاموش. مار سروصدا نمیکند، اما همهچیز را دیده است؛ آدمِ این خانه دیر رو میکند، حسابگر است و در تصمیمِ نهایی از همه دقیقتر. رازداری، جذبه و کمی فاصله.
در ژاپن: مارِ سفید پیکِ بِنزایتِن است، تنها الههٔ میانِ هفت خدای بختِ ژاپن. مارِ سفید را نشانهٔ پول میدانند و بسیاری تکهای از پوستِ انداختهٔ مار را در کیفِ پول نگه میدارند تا پول در آن بماند. «روزِ مار» (巳の日) هم روزِ رفتن به معبدِ بنزایتن و شستنِ سکه در آبِ آن است.
در کره: در خانههای کهنِ کره مارِ برکت زندگی میکرد: «اوپگورونگی» (업구렁이)، ماری که در سقفِ کاهگلی یا انبار میماند و نگهبانِ ثروتِ خانه بود. اگر آن مار خانه را ترک میکرد، باور این بود که بختِ خانه هم با او رفته است.
午 うま uma 오 o چین: اسب ژاپن: اسب کره: اسب
خانهٔ حرکت و دیده شدن. اسب سرِ جایش بند نمیشود؛ پرشور است، زود گرم میگیرد و اگر کاری برای انجام دادن نداشته باشد خودش را میفرساید. آزادی برای این خانه تجملِ اضافه نیست، شرطِ سلامت است.
در ژاپن: تختهٔ آرزوی معبدهای ژاپنی «اِما» (絵馬) نام دارد، یعنی «اسبِ کشیدهشده»: قدیم برای دعا اسبِ زنده به معبد نذر میکردند و بعد تختهٔ نقاشیِ اسب جایش را گرفت — و امروز هر آرزویی روی همان تخته نوشته میشود. پرآوازهترین و ترسناکترین سالِ چرخه هم سالِ اسب است: هینوئهاوما.
در کره: اسب در کره جانورِ جزیرهٔ ججو است، با نژادِ کوتاهقدِ خودش که هنوز آنجا میچرد. و در اسطورهٔ بنیانِ سیلا، اسبِ سفیدی کنارِ چشمه تخمی میگذارد و از آن پارک هیوکگوسه بیرون میآید، نخستین شاهِ آن سرزمین.
未 ひつじ hitsuji 미 mi چین: بز ژاپن: گوسفند کره: گوسفند
خانهٔ مهربانی و آسودگی. گوسفند دنبالِ دعوا نیست و جمع را آرام میکند؛ ذوقِ هنری دارد و در کارِ گروهی از همه راحتتر است. عیبش هم همانجاست: زود کوتاه میآید و خواستهاش را نمیگوید.
اختلاف با فهرست چینی: نویسهٔ 羊 در چینی هم بز است هم گوسفند، و منابعِ چینی بیشتر بز میخوانندش؛ ژاپنی و کرهای هر دو گوسفند میخوانند.
در ژاپن: ژاپن تا دورهٔ مِیجی اصلاً گوسفند نداشت، و ひつじ برای ژاپنیها قرنها فقط نامِ یک نویسه و یک ساعت بود: «ساعتِ گوسفند»، حدودِ دو بعدازظهر. واژهٔ おやつ که امروز یعنی خوراکِ عصرانه، از همان ساعت آمده — 八つ، هشتمین ساعتِ شمارشِ کهن، که درست وسطِ ساعتِ گوسفند میافتاد.
در کره: کره هم دامدارِ گوسفند نبود و 양 بیشتر واژهای کتابی بود تا جانوری آشنا؛ اما همان تصویرِ کتابی معنایش را ساخت: «رام مثلِ گوسفند» (양처럼 순하다) در کرهای بالاترین تعریف از خوشخویی است.
申 さる saru 신 sin چین: میمون ژاپن: میمون کره: میمون
خانهٔ زیرکی و چابکی. میمون هر قفلی را باز میکند و از هر بنبستی راهی پیدا میکند؛ اما از تکرار زود خسته میشود و گاهی همان هوش، حوصله را از او میگیرد.
در ژاپن: مشهورترین میمونهای جهان روی طویلهٔ معبدِ توشوگو در نیکو نشستهاند: نمیبینم، نمیشنوم، نمیگویم. علتِ اینکه این پند به میمون بسته شده یک بازیِ زبانی است — پسوندِ نفیِ ژاپنیِ کهن «ざる» با «سارو» همآواست. و چون さる همآوای «دور شدن» هم هست، ژاپنیها سالِ میمون را سالِ دور شدنِ بلا میدانند.
در کره: کره میمون ندارد، و 원숭이 تنها جانورِ این دوازدهتاست که کرهایها هیچوقت در طبیعتِ خودشان ندیدهاند. با این حال ضربالمثلش را دارند: «میمون هم از درخت میافتد» (원숭이도 나무에서 떨어진다) — استادِ کار هم اشتباه میکند.
酉 とり tori 유 yu چین: خروس ژاپن: خروس (در ژاپن: «پرنده») کره: خروس
خانهٔ دقت و نظم. خروس سرِ ساعت بانگ میزند و از دیگران هم همان دقت را میخواهد؛ چشمش هر خطای کوچکی را میبیند و زبانش هم آن را میگوید. صریح، منظم و کمی سختگیر.
اختلاف با فهرست چینی: ژاپنی این خانه را ساده «توری» یعنی پرنده میخواند، نه خروس؛ در چین و کره صریحاً خروس است.
در ژاپن: در ژاپن نامِ این خانه فقط «پرنده» است. بازارهای «تورینو ایچی» در روزهای پرندهٔ ماهِ نوامبر برپا میشود و در آنها «کوماده» میفروشند — چنگکِ تزیینی، برای اینکه بختِ سالِ بعد را با آن به خانه بکشید. خروسِ اسطوره هم همان است که بانگ زد تا آماتراسو از غار بیرون بیاید؛ و دروازهٔ سرخِ معبدها، توریئی (鳥居)، یعنی «نشیمنِ پرنده».
در کره: در اسطورهٔ سیلا، در جنگلی که بعد «جنگلِ خروس» (계림) نامیده شد، خروسی بانگ زد و مردم رفتند و کودکی در جعبهای زرین یافتند که نیایِ خاندانِ کیم شد. مرغ در کره خوراکِ جانِ تابستان هم هست: سامگیهتانگ، مرغِ کوچکِ پرشده با برنج و جینسنگ.
戌 いぬ inu 술 sul چین: سگ ژاپن: سگ کره: سگ
خانهٔ وفاداری و پاسبانی. سگ سرِ کسی که پذیرفته میایستد، حتی وقتی به ضررش تمام شود؛ عدالت برایش شعار نیست و بیانصافی را نمیتواند ببیند. نگرانی و بدگمانی، عیبِ همیشگیِ این خانه است.
در ژاپن: «روزِ سگ» (戌の日) در ژاپن روزِ بستنِ کمربندِ بارداری است: سگ آسان میزاید و بچههایش را خوب نگه میدارد، پس زنِ باردار در ماهِ پنجم به معبد میرود و کمربندِ «اوبی» را میبندد تا زایمانش آسان باشد. تقویمهای ژاپنی هنوز این روزها را جدا علامت میزنند.
در کره: در کره سگ نگهبانِ در بود، هم در واقعیت و هم روی کاغذ: در نقاشیِ عامیانهٔ سالِ نو سگی سیاه بر درِ خانه میکشیدند تا دزد و بلا وارد نشود.
亥 い i 해 hae چین: خوک ژاپن: گرازِ وحشی کره: خوک
آخرین خانهٔ چرخه. سخاوت، صداقت و اعتمادی که گاهی زودتر از موعد داده میشود؛ آدمِ این خانه حسابوکتابِ پنهان ندارد و همین هم قوّتش است هم آسیبپذیریاش. اما اینکه این خانه را چه بخوانی، معنیاش را عوض میکند.
اختلاف با فهرست چینی: بزرگترین اختلافِ فهرستِ ژاپنی با چینی: 亥 در چین و کره خوکِ اهلی است و در ژاپن گرازِ وحشی.
در ژاپن: ژاپنی 亥 را «اینوشیشی» میخواند: گرازِ وحشی، جانوری که وقتی راه افتاد دیگر برنمیگردد و از هیچچیز هم دور نمیزند. اصطلاحِ 猪突猛進 (چوتوتسو موشین) یعنی همین — تاختنِ گرازوار، رفتنِ یکراست و بیتردید. پس آخرین سالِ چرخه در ژاپن سالِ آسودگی نیست؛ سالِ حملهٔ بیبازگشت است.
در کره: در کره درست برعکس: 돼지 خوکِ اهلی و نشانهٔ پول است. خوابِ خوک را خوشیمنترین خواب میدانند و صبحش بلیتِ بختآزمایی میخرند، و سرِ خوکِ خندان را سرِ هر افتتاحیه میگذارند و در دهانش اسکناس میچپانند تا کار بگیرد.
چهار مثلث سامهاپ و سه سال سامجه هرکدام
هر سه شاخه که چهار خانه از هم فاصله دارند یک مثلث میسازند. سه سال سامجه هر مثلث از خانه روبهروی «خانه زاینده» آن شروع میشود — یعنی این جدول محاسبهشدنی است، نه حفظی. سه سال پشت هم میآیند و بعد نُه سال آسودگی.
رویدادهایی که نامشان از همین چرخه آمده
در ژاپن و کره رویدادهای تاریخی را با نام سالِ ساقهوشاخهشان میخوانند. نام هر سال در این فهرست، از خودِ محاسبه چرخه بیرون آمده است.
شصت خانه چرخه
نام ژاپنی هر خانه چسبیدن خوانش ساقه به خوانش شاخه است و نام کرهای چسبیدن دو هجای هانگول؛ آوانگاری لاتین را با خط جدا آوردهایم تا روشن باشد هجابههجاست. خانه ۴۳، هینوئهاوما، با رنگ مشخص شده است.
| # | نویسه | ژاپنی | کرهای | جانور | نایین | سالها |
|---|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | 甲子 | きのえね kinoe-ne | 갑자 gap-ja | موش | طلای درونِ دریا | ۱۹۲۴، ۱۹۸۴ |
| ۲ | 乙丑 | きのとうし kinoto-ushi | 을축 eul-chuk | گاو | طلای درونِ دریا | ۱۹۲۵، ۱۹۸۵ |
| ۳ | 丙寅 | ひのえとら hinoe-tora | 병인 byeong-in | ببر | آتشِ کوره | ۱۹۲۶، ۱۹۸۶ |
| ۴ | 丁卯 | ひのとう hinoto-u | 정묘 jeong-myo | خرگوش | آتشِ کوره | ۱۹۲۷، ۱۹۸۷ |
| ۵ | 戊辰 | つちのえたつ tsuchinoe-tatsu | 무진 mu-jin | اژدها | چوبِ جنگلِ بزرگ | ۱۹۲۸، ۱۹۸۸ |
| ۶ | 己巳 | つちのとみ tsuchinoto-mi | 기사 gi-sa | مار | چوبِ جنگلِ بزرگ | ۱۹۲۹، ۱۹۸۹ |
| ۷ | 庚午 | かのえうま kanoe-uma | 경오 gyeong-o | اسب | خاکِ کنارِ راه | ۱۹۳۰، ۱۹۹۰ |
| ۸ | 辛未 | かのとひつじ kanoto-hitsuji | 신미 sin-mi | گوسفند | خاکِ کنارِ راه | ۱۹۳۱، ۱۹۹۱ |
| ۹ | 壬申 | みずのえさる mizunoe-saru | 임신 im-sin | میمون | فلزِ لبهٔ شمشیر | ۱۹۳۲، ۱۹۹۲ |
| ۱۰ | 癸酉 | みずのととり mizunoto-tori | 계유 gye-yu | خروس (در ژاپن: «پرنده») / خروس | فلزِ لبهٔ شمشیر | ۱۹۳۳، ۱۹۹۳ |
| ۱۱ | 甲戌 | きのえいぬ kinoe-inu | 갑술 gap-sul | سگ | آتشِ قلهٔ کوه | ۱۹۳۴، ۱۹۹۴ |
| ۱۲ | 乙亥 | きのとい kinoto-i | 을해 eul-hae | گرازِ وحشی / خوک | آتشِ قلهٔ کوه | ۱۹۳۵، ۱۹۹۵ |
| ۱۳ | 丙子 | ひのえね hinoe-ne | 병자 byeong-ja | موش | آبِ تهِ درّه | ۱۹۳۶، ۱۹۹۶ |
| ۱۴ | 丁丑 | ひのとうし hinoto-ushi | 정축 jeong-chuk | گاو | آبِ تهِ درّه | ۱۹۳۷، ۱۹۹۷ |
| ۱۵ | 戊寅 | つちのえとら tsuchinoe-tora | 무인 mu-in | ببر | خاکِ بارویِ شهر | ۱۹۳۸، ۱۹۹۸ |
| ۱۶ | 己卯 | つちのとう tsuchinoto-u | 기묘 gi-myo | خرگوش | خاکِ بارویِ شهر | ۱۹۳۹، ۱۹۹۹ |
| ۱۷ | 庚辰 | かのえたつ kanoe-tatsu | 경진 gyeong-jin | اژدها | فلزِ مومِ سفید | ۱۹۴۰، ۲۰۰۰ |
| ۱۸ | 辛巳 | かのとみ kanoto-mi | 신사 sin-sa | مار | فلزِ مومِ سفید | ۱۹۴۱، ۲۰۰۱ |
| ۱۹ | 壬午 | みずのえうま mizunoe-uma | 임오 im-o | اسب | چوبِ بید | ۱۹۴۲، ۲۰۰۲ |
| ۲۰ | 癸未 | みずのとひつじ mizunoto-hitsuji | 계미 gye-mi | گوسفند | چوبِ بید | ۱۹۴۳، ۲۰۰۳ |
| ۲۱ | 甲申 | きのえさる kinoe-saru | 갑신 gap-sin | میمون | آبِ چشمه | ۱۹۴۴، ۲۰۰۴ |
| ۲۲ | 乙酉 | きのととり kinoto-tori | 을유 eul-yu | خروس (در ژاپن: «پرنده») / خروس | آبِ چشمه | ۱۹۴۵، ۲۰۰۵ |
| ۲۳ | 丙戌 | ひのえいぬ hinoe-inu | 병술 byeong-sul | سگ | خاکِ بامِ خانه | ۱۹۴۶، ۲۰۰۶ |
| ۲۴ | 丁亥 | ひのとい hinoto-i | 정해 jeong-hae | گرازِ وحشی / خوک | خاکِ بامِ خانه | ۱۹۴۷، ۲۰۰۷ |
| ۲۵ | 戊子 | つちのえね tsuchinoe-ne | 무자 mu-ja | موش | آتشِ صاعقه | ۱۹۴۸، ۲۰۰۸ |
| ۲۶ | 己丑 | つちのとうし tsuchinoto-ushi | 기축 gi-chuk | گاو | آتشِ صاعقه | ۱۹۴۹، ۲۰۰۹ |
| ۲۷ | 庚寅 | かのえとら kanoe-tora | 경인 gyeong-in | ببر | چوبِ کاج | ۱۹۵۰، ۲۰۱۰ |
| ۲۸ | 辛卯 | かのとう kanoto-u | 신묘 sin-myo | خرگوش | چوبِ کاج | ۱۹۵۱، ۲۰۱۱ |
| ۲۹ | 壬辰 | みずのえたつ mizunoe-tatsu | 임진 im-jin | اژدها | آبِ رودِ روان | ۱۹۵۲، ۲۰۱۲ |
| ۳۰ | 癸巳 | みずのとみ mizunoto-mi | 계사 gye-sa | مار | آبِ رودِ روان | ۱۹۵۳، ۲۰۱۳ |
| ۳۱ | 甲午 | きのえうま kinoe-uma | 갑오 gap-o | اسب | طلای میانِ شن | ۱۹۵۴، ۲۰۱۴ |
| ۳۲ | 乙未 | きのとひつじ kinoto-hitsuji | 을미 eul-mi | گوسفند | طلای میانِ شن | ۱۹۵۵، ۲۰۱۵ |
| ۳۳ | 丙申 | ひのえさる hinoe-saru | 병신 byeong-sin | میمون | آتشِ دامنهٔ کوه | ۱۹۵۶، ۲۰۱۶ |
| ۳۴ | 丁酉 | ひのととり hinoto-tori | 정유 jeong-yu | خروس (در ژاپن: «پرنده») / خروس | آتشِ دامنهٔ کوه | ۱۹۵۷، ۲۰۱۷ |
| ۳۵ | 戊戌 | つちのえいぬ tsuchinoe-inu | 무술 mu-sul | سگ | چوبِ دشتِ هموار | ۱۹۵۸، ۲۰۱۸ |
| ۳۶ | 己亥 | つちのとい tsuchinoto-i | 기해 gi-hae | گرازِ وحشی / خوک | چوبِ دشتِ هموار | ۱۹۵۹، ۲۰۱۹ |
| ۳۷ | 庚子 | かのえね kanoe-ne | 경자 gyeong-ja | موش | خاکِ دیوار | ۱۹۶۰، ۲۰۲۰ |
| ۳۸ | 辛丑 | かのとうし kanoto-ushi | 신축 sin-chuk | گاو | خاکِ دیوار | ۱۹۶۱، ۲۰۲۱ |
| ۳۹ | 壬寅 | みずのえとら mizunoe-tora | 임인 im-in | ببر | فلزِ ورقهٔ زرین | ۱۹۶۲، ۲۰۲۲ |
| ۴۰ | 癸卯 | みずのとう mizunoto-u | 계묘 gye-myo | خرگوش | فلزِ ورقهٔ زرین | ۱۹۶۳، ۲۰۲۳ |
| ۴۱ | 甲辰 | きのえたつ kinoe-tatsu | 갑진 gap-jin | اژدها | آتشِ چراغِ سرپوشیده | ۱۹۶۴، ۲۰۲۴ |
| ۴۲ | 乙巳 | きのとみ kinoto-mi | 을사 eul-sa | مار | آتشِ چراغِ سرپوشیده | ۱۹۶۵، ۲۰۲۵ |
| ۴۳ | 丙午 | ひのえうま hinoe-uma | 병오 byeong-o | اسب | آبِ راهِ شیری | ۱۹۶۶، ۲۰۲۶ |
| ۴۴ | 丁未 | ひのとひつじ hinoto-hitsuji | 정미 jeong-mi | گوسفند | آبِ راهِ شیری | ۱۹۶۷، ۲۰۲۷ |
| ۴۵ | 戊申 | つちのえさる tsuchinoe-saru | 무신 mu-sin | میمون | خاکِ کاروانسرای بزرگ | ۱۹۶۸، ۲۰۲۸ |
| ۴۶ | 己酉 | つちのととり tsuchinoto-tori | 기유 gi-yu | خروس (در ژاپن: «پرنده») / خروس | خاکِ کاروانسرای بزرگ | ۱۹۶۹، ۲۰۲۹ |
| ۴۷ | 庚戌 | かのえいぬ kanoe-inu | 경술 gyeong-sul | سگ | فلزِ سنجاق و دستبند | ۱۹۷۰، ۲۰۳۰ |
| ۴۸ | 辛亥 | かのとい kanoto-i | 신해 sin-hae | گرازِ وحشی / خوک | فلزِ سنجاق و دستبند | ۱۹۷۱، ۲۰۳۱ |
| ۴۹ | 壬子 | みずのえね mizunoe-ne | 임자 im-ja | موش | چوبِ توت | ۱۹۷۲، ۲۰۳۲ |
| ۵۰ | 癸丑 | みずのとうし mizunoto-ushi | 계축 gye-chuk | گاو | چوبِ توت | ۱۹۷۳، ۲۰۳۳ |
| ۵۱ | 甲寅 | きのえとら kinoe-tora | 갑인 gap-in | ببر | آبِ جویبارِ بزرگ | ۱۹۷۴، ۲۰۳۴ |
| ۵۲ | 乙卯 | きのとう kinoto-u | 을묘 eul-myo | خرگوش | آبِ جویبارِ بزرگ | ۱۹۷۵، ۲۰۳۵ |
| ۵۳ | 丙辰 | ひのえたつ hinoe-tatsu | 병진 byeong-jin | اژدها | خاکِ میانِ شن | ۱۹۷۶، ۲۰۳۶ |
| ۵۴ | 丁巳 | ひのとみ hinoto-mi | 정사 jeong-sa | مار | خاکِ میانِ شن | ۱۹۷۷، ۲۰۳۷ |
| ۵۵ | 戊午 | つちのえうま tsuchinoe-uma | 무오 mu-o | اسب | آتشِ آسمان | ۱۹۷۸، ۲۰۳۸ |
| ۵۶ | 己未 | つちのとひつじ tsuchinoto-hitsuji | 기미 gi-mi | گوسفند | آتشِ آسمان | ۱۹۷۹، ۲۰۳۹ |
| ۵۷ | 庚申 | かのえさる kanoe-saru | 경신 gyeong-sin | میمون | چوبِ انار | ۱۹۸۰، ۲۰۴۰ |
| ۵۸ | 辛酉 | かのととり kanoto-tori | 신유 sin-yu | خروس (در ژاپن: «پرنده») / خروس | چوبِ انار | ۱۹۸۱، ۲۰۴۱ |
| ۵۹ | 壬戌 | みずのえいぬ mizunoe-inu | 임술 im-sul | سگ | آبِ دریای بزرگ | ۱۹۸۲، ۲۰۴۲ |
| ۶۰ | 癸亥 | みずのとい mizunoto-i | 계해 gye-hae | گرازِ وحشی / خوک | آبِ دریای بزرگ | ۱۹۸۳، ۲۰۴۳ |