رفتن به محتوای اصلی
هگزاگرام ۱۰ از ۶۴

گام برداشتن

履 · Lǚ

☰ آسمان بر فرازِ ☱ دریاچه — ۵ خطِ یانگ و ۱ خطِ یین.

حکم

کهن‌ترین لایهٔ کتاب؛ آنچه خودِ نقش دربارهٔ وضعِ خودش می‌گوید.

بر دُمِ ببر پا می‌گذاری و ببر گازت نمی‌گیرد. کامیابی از همین‌جا می‌آید: از درست رفتار کردن در جای خطرناک.

رفتار احتیاط ادب

نگاره

تصویری که از کنارِ هم نشستنِ دو تری‌گرام ساخته می‌شود، و درسی که از آن گرفته‌اند.

آسمان بالا و دریاچه پایین. خردمند بالا و پایین را از هم بازمی‌شناسد و جای هرکس را نگه می‌دارد.

خوانشِ امروزی

با کسی یا چیزی سروکار دارید که قدرتش از شما بیشتر است. راهِ عبور، نه ستیز است و نه چاپلوسی؛ ادبِ روشن و رفتارِ سنجیده است. همین که جای خودتان را بدانید و از خط بیرون نزنید، از خطر ردتان می‌کند.

شش خط — از بالا به پایین

هر خط متنِ جداگانهٔ خودش را دارد، اما در فال فقط وقتی خوانده می‌شود که در پرتابِ سکه‌ها «متغیر» درآمده باشد — یعنی عددش ۶ یا ۹ شده باشد.

خطِ ششم فراتر · بیرونِ ماجرا یانگ

به راهی که آمده‌ای نگاه کن و نشانه‌ها را بسنج. اگر همه‌چیز سرِ جایش بود، بختِ بزرگ در راه است.

خطِ پنجم فرمانروا · جایگاهِ تصمیم یانگ

با عزم راه می‌روی. راهت درست است، اما بدان که در جای خطرناک ایستاده‌ای.

خطِ چهارم وزیر · نزدیکِ قدرت یانگ

بر دُمِ ببر پا می‌گذاری، اما با ترس و احتیاط. سرانجام بخت می‌آورد.

خطِ سوم آستانه · گذر یین

یک‌چشم خیال می‌کند می‌بیند و لنگ خیال می‌کند می‌رود. بر دُمِ ببر پا می‌گذارد و گاز می‌گیرد.

خطِ دوم کارگزار · میانهٔ درون یانگ

راهی هموار و آرام. برای کسی که گوشه گرفته و خودنمایی نمی‌کند، پایداری بخت می‌آورد.

خطِ یکم پا · آغاز یانگ

ساده و بی‌ادعا راه می‌روی. اگر همین‌طور بمانی، رفتنت خطایی ندارد.

دو تری‌گرامِ این نقش

بالا · بیرون
☰ آسمان 乾
نیرومندی · پدر · عنصرِ فلز

آسمان، خالص‌ترین یانگِ باگوا: نیرویی که آغاز می‌کند، فرمان می‌دهد و نمی‌ایستد. هرجا بیاید از اراده، ابتکار و پدر و بزرگ‌ترِ ماجرا می‌گوید.

پایین · درون
☱ دریاچه 兌
شادی · دخترِ کوچک · عنصرِ فلز

دریاچه‌ای که آرام و گشوده است: خوشی، گفت‌وگو، هم‌نشینی و دهانِ باز. لبهٔ نرمِ بالایش می‌گوید این نیرو با گشودگی کار می‌کند، نه با فشار.

نقش‌های خویشاوند

هر هگزاگرام سه همسایهٔ معنایی دارد: هسته‌ای که از دلش بیرون می‌آید، قرینه‌ای که هر شش خطش برعکس است، و واژگونی که همین نقش از سرِ دیگر خوانده شود.