حکم
کهنترین لایهٔ کتاب؛ آنچه خودِ نقش دربارهٔ وضعِ خودش میگوید.
پیروی، کامیابیِ والا. پایداری بخت میآورد و خطایی در کار نیست.
隨 · Suí
☱ دریاچه بر فرازِ ☳ رعد — ۳ خطِ یانگ و ۳ خطِ یین.
کهنترین لایهٔ کتاب؛ آنچه خودِ نقش دربارهٔ وضعِ خودش میگوید.
پیروی، کامیابیِ والا. پایداری بخت میآورد و خطایی در کار نیست.
تصویری که از کنارِ هم نشستنِ دو تریگرام ساخته میشود، و درسی که از آن گرفتهاند.
رعد در میانِ دریاچه. خردمند وقتِ تاریکی به خانه میرود، میآساید و نیرو میگیرد.
وقتی است که باید خودتان را با شرایط جور کنید، نه شرایط را با خودتان. پیروی در اینجا تسلیم نیست؛ هوشمندی است — دیدنِ اینکه موج به کدام سو میرود. اما پیروی درست، انتخاب هم میخواهد: باید بدانید از چه چیزی پیروی میکنید.
هر خط متنِ جداگانهٔ خودش را دارد، اما در فال فقط وقتی خوانده میشود که در پرتابِ سکهها «متغیر» درآمده باشد — یعنی عددش ۶ یا ۹ شده باشد.
محکم میبندند و گره میزنند. پیرویای از سرِ اجبار؛ فرمانروا در کوهِ غربی قربانی میکند.
به آنچه نیکوست وفادار باش. بخت.
پیرویای که چیزی هم به جیب میزند. پایداری بدبیاری است؛ صادق باش و راه را روشن بگیر تا خطایی نباشد.
اگر به مردِ کارآزموده بچسبی، پسرِ کوچک را از دست میدهی. آنچه میخواهی را پیدا میکنی، اما با پایداری.
اگر به پسرِ کوچک بچسبی، مردِ کارآزموده را از دست میدهی. هر دو با هم نمیشود.
وضع دارد عوض میشود. پایداری در همین تغییر بخت میآورد؛ از در بیرون برو و با مردم بجوش.
دریاچهای که آرام و گشوده است: خوشی، گفتوگو، همنشینی و دهانِ باز. لبهٔ نرمِ بالایش میگوید این نیرو با گشودگی کار میکند، نه با فشار.
رعد که ناگهان از زمین بیرون میزند: تکان، شروعِ ناگهانی، خبرِ غافلگیرکننده. یک خطِ یانگ در پایین که همهچیز را به حرکت میآورد.
هر هگزاگرام سه همسایهٔ معنایی دارد: هستهای که از دلش بیرون میآید، قرینهای که هر شش خطش برعکس است، و واژگونی که همین نقش از سرِ دیگر خوانده شود.