حکم
کهنترین لایهٔ کتاب؛ آنچه خودِ نقش دربارهٔ وضعِ خودش میگوید.
پذیرش کامیابیِ بزرگ میآورد، اما پایداریِ آن از جنسِ مادیان است نه اسبِ جنگی. اگر پیش بیفتی گم میشوی؛ اگر از پی بروی، راهنما پیدا میکنی.
坤 · Kūn
☷ زمین بر فرازِ ☷ زمین — ۰ خطِ یانگ و ۶ خطِ یین.
کهنترین لایهٔ کتاب؛ آنچه خودِ نقش دربارهٔ وضعِ خودش میگوید.
پذیرش کامیابیِ بزرگ میآورد، اما پایداریِ آن از جنسِ مادیان است نه اسبِ جنگی. اگر پیش بیفتی گم میشوی؛ اگر از پی بروی، راهنما پیدا میکنی.
تصویری که از کنارِ هم نشستنِ دو تریگرام ساخته میشود، و درسی که از آن گرفتهاند.
زمین بر زمین: پهنایی که همهچیز را بر خود میپذیرد. خردمند با فراخیِ منش، چیزها و آدمها را حمل میکند بیآنکه بشکندشان.
این وقتِ ابتکار نیست، وقتِ همراهی است. کاری که در دست دارید با پیش افتادن جلو نمیرود؛ با پذیرفتن، پروردن و صبر جلو میرود. نقشِ دوم را کوچک نشمارید: زمین است که کارِ آسمان را به بار مینشاند.
هر خط متنِ جداگانهٔ خودش را دارد، اما در فال فقط وقتی خوانده میشود که در پرتابِ سکهها «متغیر» درآمده باشد — یعنی عددش ۶ یا ۹ شده باشد.
اژدهایان در دشت میجنگند و خون سیاه و زرد میریزد. پذیرندگی از حدش گذشته و به ستیز بدل شده؛ عقب بکش.
جامهٔ زردِ زیرین، بزرگترین بخت. نجابتی که خودنمایی نمیکند، در این ماجرا بیشترین اثر را دارد.
کیسه را ببند. نه ستایشی، نه سرزنشی؛ در چنین وقتی سکوت از هر حرفی سالمتر است.
نقشِ خود را پنهان نگه دار. اگر در خدمتِ کسی کار میکنی، کار را تمام کن و نامش را برای خودت مخواه.
راست و چهارگوش و پهناور. بیآنکه نقشه بکشی کارها سر میرسند، چون خودِ روشِ تو درست است.
بر برفِ نازک قدم میگذاری؛ یخِ سخت در راه است. نشانههای کوچک را جدی بگیر، هنوز خیلی زود است اما دارد شروع میشود.
زمین، خالصترین یینِ باگوا: پذیرفتن، پروردن، حمل کردن و همراه شدن. هرجا بیاید از صبر، جمع و مادرِ ماجرا میگوید.
زمین، خالصترین یینِ باگوا: پذیرفتن، پروردن، حمل کردن و همراه شدن. هرجا بیاید از صبر، جمع و مادرِ ماجرا میگوید.
هر هگزاگرام سه همسایهٔ معنایی دارد: هستهای که از دلش بیرون میآید، قرینهای که هر شش خطش برعکس است، و واژگونی که همین نقش از سرِ دیگر خوانده شود.