حکم
کهنترین لایهٔ کتاب؛ آنچه خودِ نقش دربارهٔ وضعِ خودش میگوید.
سپاه پایداری میخواهد و مردی کارآزموده. اگر چنین کسی در کار باشد، بخت میآورد و خطایی پیش نمیآید.
師 · Shī
☷ زمین بر فرازِ ☵ آب — ۱ خطِ یانگ و ۵ خطِ یین.
کهنترین لایهٔ کتاب؛ آنچه خودِ نقش دربارهٔ وضعِ خودش میگوید.
سپاه پایداری میخواهد و مردی کارآزموده. اگر چنین کسی در کار باشد، بخت میآورد و خطایی پیش نمیآید.
تصویری که از کنارِ هم نشستنِ دو تریگرام ساخته میشود، و درسی که از آن گرفتهاند.
آب در میانِ زمین. خردمند مردم را کنارِ هم نگه میدارد و از میانِ همین جمع، نیرویش را میسازد.
کاری در پیش است که یکنفره از پسش برنمیآیید و بی نظم هم پیش نمیرود. جمعی لازم است با یک سر: هرکس جای خودش و یک نفر مسئولِ تصمیم. اگر رهبری روشن نباشد، همان جمع خودش به مانع بدل میشود.
هر خط متنِ جداگانهٔ خودش را دارد، اما در فال فقط وقتی خوانده میشود که در پرتابِ سکهها «متغیر» درآمده باشد — یعنی عددش ۶ یا ۹ شده باشد.
فرمانروا پاداش میدهد. اما به آدمِ نااهل کار نسپار، هرچند در پیروزی سهم داشته باشد.
شکار در کشتزار است. کسی که تجربه دارد فرمان بدهد، نه جوانِ بیگدار؛ وگرنه پایانش تلخ است.
سپاه عقب مینشیند. عقبنشینیِ بهموقع خطا نیست؛ نگه داشتنِ نیرو خودش پیروزی است.
اگر سپاه جنازه با خود ببرد، بدبیاری است. چند نفر با هم فرمان میدهند و همین کار را خراب میکند.
در میانِ سپاه بودن، بخت میآورد. جای تو وسطِ کار است، نه پشتِ میز.
سپاه باید با نظم بیرون برود. اگر از همان اول قاعده نباشد، پایانش بد است.
زمین، خالصترین یینِ باگوا: پذیرفتن، پروردن، حمل کردن و همراه شدن. هرجا بیاید از صبر، جمع و مادرِ ماجرا میگوید.
آب در گودال: خطر، ژرفا، دشواری و کارِ سخت. اما آب راهِ عبور را هم نشان میدهد — پایین میرود، پر میکند و بعد جلو میرود.
هر هگزاگرام سه همسایهٔ معنایی دارد: هستهای که از دلش بیرون میآید، قرینهای که هر شش خطش برعکس است، و واژگونی که همین نقش از سرِ دیگر خوانده شود.