رفتن به محتوای اصلی
دفترِ اوگام

بیست حرف، چهار اَیکمه، بیست درخت

الفبا را به نامِ سه حرفِ نخستش «بِث-لوش-نین» می‌خوانند، همان‌طور که فوثارک از شش رونِ نخستش نام گرفته. هر حرف چهار چیز با خود دارد: درختش، کنایهٔ کهنِ ایرلندی‌اش، خوانشش و اندرزی که از آن بیرون می‌آید — اینجا هر چهار، برای هر بیست نشانه، به همان ترتیبی که روی سنگ‌ها کنده شده‌اند.

پنج صدادار

پانزده حرفِ نخست بریدگی‌هایی در یکی از دو کنارهٔ تیغه‌اند و این پنج‌تا از خودِ تیغه می‌گذرند. روی سنگ‌های قدیمی‌تر اصلاً به شکلِ گودیِ کوچکی بر لبه کنده می‌شدند — چیزی که با انگشت هم خوانده می‌شد، و همین یکی از دلایلی است که گفته‌اند اوگام را می‌شد در تاریکی هم لمس کرد و خواند.

۱۶ A
نراد
Ailm
۱۷ O
گورس
Onn
۱۸ U
خلنگ
Úr
۱۹ E
سپیدارِ لرزان
Edad
۲۰ I
سرخدار
Idad

اَیکمهٔ بِث Aicme Beithe · حرفِ یکم تا پنجم · بریدگی در راستِ تیغه

توس، بارانکِ کوهی، توسکا، بید و زبان‌گنجشک. اَیکمهٔ آغاز و ساختن: پنج حرفی که از شروع، دیدن، پی ریختن، نرم شدن و آشتی می‌گویند.

۱ B
توس
بِث «توس» — Birch Beith · ᚁ · آوای B · حرفِ ۱
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

féocos foltchaín «تنهٔ پژمرده با مویِ نرم»

روایتِ ایرلندی می‌گوید نخستین چیزی که تا به حال با اوگام نوشته شد، هفت «ب» بود بر شاخه‌ای از توس — پیامی برای ایزد لوگ که اگر همسرش را نپاید، هفت بار از او خواهند ربود. یعنی نخستین کاربردِ این خط، هشدار بود نه ثبت. توس هم نخستین درختی است که پس از عقب‌نشینیِ یخ سبز می‌شود؛ پوستِ سپیدش کنده می‌شود و زیرش پوستِ تازه هست. این حرف از شروعی می‌گوید که پیش‌شرطش پاک کردن است.

اندرزِ حرف

آن هشداری را که همین ماه شنیدید و از کنارش گذشتید، یک بار دیگر بخوانید.

آغاز پاک‌سازی هشدار
۲ L
بارانک کوهی
لوش «بارانک کوهی» — Rowan Luis · ᚂ · آوای L · حرفِ ۲
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

lí súla «درخششِ چشم»

کنایهٔ موران برای این حرف «درخششِ چشم» است و خوشهٔ سرخِ بارانک را در نظر دارد که در خاکستریِ زمستان از دور پیداست. همین درخت در ایرلند درختِ نگهبانی بود: چوبش را دمِ در و دمِ اصطبل می‌کوبیدند تا افسون را دور کند، و پیشگویانْ آتشِ فالشان را با آن می‌افروختند. این حرف می‌گوید چیزی هست که باید دیده شود و از قضا کاملاً پیداست؛ ندیدنش از پنهان بودنش نیست، از نگاه نکردن است.

اندرزِ حرف

به آنچه همه می‌بینند و شما به رویتان نمی‌آورید، امروز مستقیم نگاه کنید.

بینایی پاسداری دلبستگی
۳ F
توسکا
فِرن «توسکا» — Alder Fern · ᚃ · آوای F · حرفِ ۳
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

airenach fían «پیشانیِ گروهِ جنگاوران»

توسکا دو خاصیتِ عجیب دارد که هر دو در این حرف جمع شده‌اند: چوبش زیرِ آب نمی‌پوسد — شهرهایی را روی شمعِ توسکا در باتلاق ساخته‌اند — و وقتی می‌بُریدندش، برشِ سفیدش کم‌کم سرخ می‌شد، انگار خون بیاید. از همین چوب سپر می‌ساختند و کنایه‌اش هم «صفِ اولِ لشکر» است. این حرف از پی و از محافظ می‌گوید: چیزی که پیداست و ستایش می‌شود، روی چیزی ایستاده که هیچ‌کس نمی‌بیندش.

اندرزِ حرف

پیش از بلندتر ساختن، ببینید زیرِ بنا چه چیزی دارد وزن را تحمل می‌کند.

سپر پی پیشتاز
۴ S
بید
سایل «بید» — Willow Sail · ᚄ · آوای S · حرفِ ۴
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

lí n-aimbi «رنگِ بی‌جان»

کنایهٔ این حرف تعارف ندارد: «رنگِ بی‌جان»، یعنی همان سپیدیِ مات که پشتِ برگِ بید دارد و بر چهرهٔ مرده. بید کنارِ آب می‌روید، ریشه‌اش آب را می‌مکد و شاخه‌اش خم می‌شود بی‌آنکه بشکند. این حرف از دورهٔ سست و نمناکِ کار می‌گوید — از اندوهی که هست و انکارش فایده ندارد — و در همان حال یادآوری می‌کند که خم شدن، شکستن نیست. سبدها و لِیفه‌ها را از همین شاخه‌های خم‌شونده می‌بافتند.

اندرزِ حرف

این هفته به‌جای مقاومت، خم شوید؛ برای بید هیچ‌وقت این کار شکست نبوده.

نرمی آب اندوه
۵ N
زبان‌گنجشک
نین «زبان‌گنجشک» — Ash Nin · ᚅ · آوای N · حرفِ ۵
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

cosdad síde «برپاداشتنِ آشتی»

نین دو معنی دارد: چنگکِ چوبیِ دارِ قالی، و — در خودِ متن‌های اوگامی — کلاً «حرف». یعنی این پنجمین نشانه، نامش «نوشته» است. کنایه‌اش «برپاداشتنِ آشتی» است و به دستهٔ نیزهٔ زبان‌گنجشک اشاره دارد که وقتی بالا نگه داشته می‌شد، یعنی جنگ تمام است. زبان‌گنجشک چوبِ نیزه و چرخ و دستهٔ ابزار بود: درختی که کارش وصل کردنِ نیرو به کار است. این حرف از پیامی می‌گوید که می‌رسد و از صلحی که با یک حرکتِ درست جوش می‌خورد.

اندرزِ حرف

آن پیامی را که مدت‌هاست ننوشته‌اید، امروز بنویسید و بفرستید.

آشتی پیوند خبر

اَیکمهٔ اوآث Aicme hÚatha · حرفِ ششم تا دهم · بریدگی در چپِ تیغه

زالزالک، بلوط، خاس، فندق و سیب. اَیکمهٔ مرز و پایداری: هراس، استواری، تابِ نبرد، خرد و پناه — سخت‌ترین و امن‌ترین حرف‌های اوگام کنارِ هم.

۶ H
زالزالک
اوآث «زالزالک» — Hawthorn Úath · ᚆ · آوای H · حرفِ ۶
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

condal cúan «گلّهٔ گرگان»

اوآث اصلاً نامِ درخت نیست؛ در ایرلندیِ کهن یعنی «هراس». زالزالک را بعدها به آن بستند، و اتفاقاً درستش هم همین بود: زالزالکِ تک‌افتاده در مزرعه، درختِ اهلِ تپه‌ها شمرده می‌شد و بریدنش بدشگون‌ترین کارِ ممکن بود — تا همین امروز در ایرلند جاده را دورش می‌پیچانند. کنایه‌اش «گلّهٔ گرگان» است. این حرف از ترسی می‌گوید که بی‌جا نیست: چیزی هست که واقعاً نباید به آن دست بزنید، و پرهیز از آن ضعف نیست.

اندرزِ حرف

آن یک کار را که ته دلتان می‌دانید نباید بکنید، نکنید — حتی اگر دلیلش را نتوانید توضیح دهید.

ترس مرز پرهیز
۷ D
بلوط
دَر «بلوط» — Oak Dair · ᚇ · آوای D · حرفِ ۷
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

ardam dossaib «بلندترینِ بوته‌ها»

بلوط در قانونِ بِرِهونِ ایرلند در ردهٔ «بزرگانِ جنگل» بود و جریمهٔ بریدنش سنگین‌ترین جریمهٔ درختی. کنایه‌اش «بلندترینِ بوته‌ها» است، با همان طعنهٔ آرامِ ایرلندی: درختی که از همه بلندتر است، هنوز فقط یک بوته است. این حرف از استواری می‌گوید و از پناهی که سال‌ها طول کشیده تا ساخته شود. آن ریشه‌شناسیِ مشهور که «درویید» را از «دانشِ بلوط» می‌آورد، امروز محلِ تردید است — اما پیوندِ بلوط و کاهنانِ سلتی در گزارش‌های رومی هست.

اندرزِ حرف

در این ماجرا نقشِ در را بازی کنید نه نقشِ دیوار: معلوم کنید چه چیزی از شما رد می‌شود و چه چیزی نه.

استواری در پناه
۸ T
خاس
تینه «خاس» — Holly Tinne · ᚈ · آوای T · حرفِ ۸
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

trian roith «یک‌سومِ چرخ»

تینه یعنی شمشِ فلز — باز هم نامی که درخت نیست. کنایه‌اش «یک‌سومِ چرخ» است و به همان چوبِ سختِ خاس اشاره دارد که پرهٔ چرخِ گردونه و دستهٔ نیزه از آن می‌ساختند. خاس زمستان هم سبز می‌ماند و برگش خار دارد. این حرف از پایداری در دورهٔ سرد می‌گوید و از اینکه سهمِ شما در این ماجرا یک‌سوم است نه همه‌اش: چرخ با دو پرهٔ دیگر هم می‌چرخد و بی آن دو، پرهٔ شما تنها یک تکه چوب است.

اندرزِ حرف

سهمِ خودتان را کامل انجام دهید و سهمِ دو نفرِ دیگر را به گردن نگیرید.

فلز پایداری نبرد
۹ C
فندق
کُل «فندق» — Hazel Coll · ᚉ · آوای C · حرفِ ۹
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

caínem fedaib «زیباترینِ درختان»

مشهورترین اسطورهٔ دانشِ ایرلندی سرِ همین درخت است: نُه فندق بر سرچشمهٔ سِگایس ایستاده‌اند و دانه‌هایشان در آب می‌ریزد؛ ماهیِ آزادی که آن دانه‌ها را بخورد، ماهیِ دانش می‌شود و هر که از او بخورد همه‌چیز می‌داند. کنایهٔ موران هم همین است: «زیباترینِ درختان». چوبِ فندق را برای یافتنِ آب و گنج به دست می‌گرفتند. این حرف می‌گوید پاسخ هست و نزدیک است، اما در پوست است: باید شکسته شود تا به دست بیاید.

اندرزِ حرف

به‌جای پرسیدنِ دوباره، یک بار بنشینید و آنچه را که همین حالا می‌دانید بنویسید.

خرد دانه یافتن
۱۰ Q
سیب
کِرت «سیب» — Apple Ceirt · ᚊ · آوای Q · حرفِ ۱۰
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

clithar baiscaill «پناهگاهِ آهوی وحشی»

در ادبِ ایرلندی سیب همیشه نشانهٔ آن جهانِ دیگر است: «اِموین اَبلاخ» یعنی جزیرهٔ سیب‌ها، و شاخهٔ نقره‌ایِ پرسیب که پری برای بْران می‌آورد، هر که صدایش را می‌شنید به خواب می‌رفت و بعد راهیِ دریا می‌شد. کنایه‌اش «پناهگاهِ آهوی وحشی» است — بوتهٔ سیبِ خودرو که آهو زیرش پنهان می‌شود. این حرف از دعوتی می‌گوید که شیرین است و بی‌خطر نیست؛ جایی برای نفس تازه کردن هست، به شرط آنکه بدانید موقت است.

اندرزِ حرف

دعوتِ شیرینی که این روزها پیش رویتان است را بپذیرید، اما بلیتِ برگشت را از قبل بگیرید.

پناه شیرینی دعوت

اَیکمهٔ مویْن Aicme Muine · حرفِ یازدهم تا پانزدهم · بریدگیِ مورب و عبوری از تیغه

تاک، پیچک، نی، سیاه‌خار و آقطی. اَیکمهٔ بار و درمان و رنگ: پنج حرفی که همه‌شان دربارهٔ چیزی‌اند که به تن می‌نشیند — باری بر گردن، زخمی که بسته می‌شود، سرخی‌ای که بالا می‌آید.

۱۱ M
تاک
مویْن «تاک» — Vine Muin · ᚋ · آوای M · حرفِ ۱۱
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

tressam fedmae «نیرومندترین در تلاش»

واژه‌نامه‌های کهن برای مویْن سه معنی می‌دهند و هر سه را هم نگه می‌دارند: گردن، نیرنگ، و مهر. کنایه‌اش «نیرومندترین در تلاش» است و گردن را در نظر دارد که یوغ را می‌کشد. تاک هم درختی است که خودش نمی‌ایستد، دورِ چیزِ دیگر می‌پیچد و بالا می‌رود، و میوه‌اش زبان را باز می‌کند. این حرف از باری می‌گوید که به گردن گرفته‌اید و از حرفی که در حالِ خوش از دهانتان بیرون می‌آید.

اندرزِ حرف

ببینید این بار را واقعاً خودتان برداشته‌اید یا کسی روی گردنتان گذاشته و شما عادت کرده‌اید.

بار گردن مستی
۱۲ G
پیچک
گُرت «پیچک» — Ivy Gort · ᚌ · آوای G · حرفِ ۱۲
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

milsiu féraib «شیرین‌تر از علف‌ها»

گُرت در ایرلندی یعنی کشتزارِ محصور — همان واژه‌ای که در انگلیسی «garden» شده. کنایه‌اش «شیرین‌تر از علف‌ها» است و از سبزیِ تازهٔ کشت می‌گوید. اما درختی که به این حرف بسته‌اند پیچک است: همیشه‌سبز، سرسخت، و اگر رهایش کنید همان دیواری را که از آن بالا رفته می‌پوشاند و می‌شکافد. این حرف از باروری می‌گوید و در همان حال از عادتی که آرام آرام همه‌جا را گرفته است.

اندرزِ حرف

یکی از چیزهایی را که بی‌سروصدا در زندگی‌تان پخش شده هرس کنید؛ همان که فکر می‌کنید بی‌ضرر است.

کشتزار شیرینی چسبندگی
۱۳ NG
نی
نگِتال «نی» — Reed nGétal · ᚍ · آوای NG · حرفِ ۱۳
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

lúth lego «تواناییِ پزشک»

کنایهٔ این حرف «تواناییِ پزشک» است و واژه‌نامه‌ها گیاهِ درمان را برایش می‌آورند؛ خودِ «گِتال» را هم با «زخم زدن» هم‌ریشه دانسته‌اند. یعنی یک نشانه، هم زخم است هم مرهم. نی هم گیاهی است که هم سقف را می‌پوشاند، هم قلمِ نوشتن می‌شود، هم ساز. این حرف از دورهٔ به‌بهبود می‌گوید — نه از سلامتِ کامل، از همان مرحلهٔ میانی که کار دارد درست می‌شود و هنوز باید مراقب بود.

اندرزِ حرف

چیزی را که تازه دارد خوب می‌شود زود به کار نگیرید؛ بیشترِ زخم‌ها بارِ دوم بدتر باز می‌شوند.

درمان زخم بازسازی
۱۴ Z
سیاه‌خار
ستْرَف «سیاه‌خار» — Blackthorn Straif · ᚎ · آوای Z · حرفِ ۱۴
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

tressam rúamnai «نیرومندترینِ سرخ‌کننده‌ها»

ستْرَف در ایرلندی یعنی گوگرد، و کنایه‌اش «نیرومندترینِ سرخ‌کننده‌ها» به همان چیزی اشاره دارد که فلز را داغ می‌کند و رنگ می‌اندازد. درختش سیاه‌خار است: بوته‌ای که پیش از برگ گل می‌دهد، خارش زخمِ چرکین می‌کند و از چوبش چماقِ ایرلندی می‌ساختند. میوه‌اش هم تا سرمای سخت نخورَد قابلِ خوردن نیست. این حرف از دگرگونیِ ناخوشایند اما لازم می‌گوید: چیزی که با ملایمت درست نمی‌شود.

اندرزِ حرف

آن گفت‌وگوی سختی را که مدام عقب می‌اندازید، این هفته انجام دهید.

خار دگرگونی ناگزیری
۱۵ R
آقطی
روش «آقطی» — Elder Ruis · ᚏ · آوای R · حرفِ ۱۵
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

tindem rucci «تندترینِ سرخیِ شرم»

روش یعنی سرخی، و کنایه‌اش دقیقاً همان سرخ شدنِ صورت است. تمامِ حرفِ این نشانه در یک چیز خلاصه می‌شود: تن پیش از زبان لو می‌دهد. آقطی هم درختِ دوپهلوی ایرلند است — گلِ سپیدش دارو می‌شود و چوبش را بدشگون می‌دانستند و در آتش نمی‌انداختند. این حرف وقتی می‌آید که چیزی هست که پنهانش کرده‌اید و پنهان نمانده: شرم، خشم، یا علاقه‌ای که همه فهمیده‌اند جز خودتان.

اندرزِ حرف

چیزی را که صورتتان قبلاً گفته، خودتان هم بگویید؛ نصفه پنهان ماندن بدتر از گفتن است.

سرخی شرم خشم

اَیکمهٔ آلم Aicme Ailme · حرفِ شانزدهم تا بیستم · بریدگیِ کوتاهِ عمود، بر خودِ تیغه

نراد، گورس، خلنگ، سپیدارِ لرزان و سرخدار. پنج صدادارِ اوگام: تنها حرف‌هایی که در کنارهٔ تیغه نمی‌نشینند و از خودِ آن می‌گذرند. از نخستین فریاد تا کهن‌ترین درخت.

۱۶ A
نراد
آلم «نراد» — Silver fir Ailm · ᚐ · آوای A · حرفِ ۱۶ صدادار
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

ardam íachtadh «بلندترینِ ناله‌ها»

معنیِ آلم را هیچ‌کس با اطمینان نمی‌داند و واژه‌نامه‌ها کاج و نراد را برایش آورده‌اند. اما کنایه‌اش روشن است: «بلندترینِ ناله‌ها» — و شارحانِ کهن توضیح داده‌اند که نخستین صدایی که آدم در بدو تولد از خود درمی‌آورد همین «آ» است. یعنی این نشانه اولین صدای هر آدم است، پیش از هر کلمه‌ای. نراد هم بلندترین درختِ شمال است و مستقیم بالا می‌رود. این حرف از چیزی می‌گوید که باید بلند گفته شود، نه توضیح داده شود.

اندرزِ حرف

یک بار آن چیزی را که مدام در سرتان می‌گویید، بلند و برای یک نفرِ دیگر بگویید.

فریاد نخستین صدا بلندا
۱۷ O
گورس
اُن «گورس» — Gorse Onn · ᚑ · آوای O · حرفِ ۱۷ صدادار
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

congnaid ech «زخم‌زنندهٔ اسبان»

اُن در ایرلندیِ کهن زبان‌گنجشک است، اما این حرف را به گورس بسته‌اند — همان بوتهٔ خارِ زردگل که تپه‌های ایرلند را می‌پوشاند. کنایه‌اش «زخم‌زنندهٔ اسبان» است، چون سوارِ بی‌احتیاط از میانش نمی‌گذشت. نکتهٔ خودِ این بوته این است که تقریباً تمامِ سال گل دارد؛ ضرب‌المثلشان می‌گوید «وقتی گورس گل ندارد، فصلِ بوسه هم تمام است» — یعنی هیچ‌وقت. این حرف از چیزی می‌گوید که همیشه هست: راهی که خار دارد و باز است، و علاقه‌ای که فصل نمی‌شناسد.

اندرزِ حرف

راهی را که خار دارد نبندید؛ فقط چکمهٔ درست بپوشید.

خار و گل مسیر پیوستگی
۱۸ U
خلنگ
اور «خلنگ» — Heather Úr · ᚒ · آوای U · حرفِ ۱۸ صدادار
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

úaraib adbaib «در خانه‌های سرد»

اور یعنی خاک، و در معنیِ دوم «تر و تازه». کنایه‌اش «در خانه‌های سرد» است و شارحان روشن گفته‌اند منظور چیست: گور. درختش خلنگ است، همان بوتهٔ ارغوانی که روی باتلاق و روی خاکِ گورها می‌روید و زنبورش عسلِ تیره می‌دهد. این ترکیب — خاکِ سرد و گلِ زنده روی آن — تمامِ حرفِ این نشانه است: چیزی تمام شده و از همان‌جا چیزی روییده. اوگام هم عمدتاً روی سنگِ گور کنده شده، پس این حرف در خانهٔ خودش است.

اندرزِ حرف

به جایی که فکر می‌کردید تمام شده یک بار سر بزنید؛ چیزی آنجا سبز شده است.

خاک سرما بازگشت
۱۹ E
سپیدارِ لرزان
اِداد «سپیدارِ لرزان» — Aspen Edad · ᚓ · آوای E · حرفِ ۱۹ صدادار
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

érgnaid fid «درختِ تیزهوش»

اِداد هم مثل آلم معنیِ روشنی ندارد و ساختِ نامش را قرینه‌سازیِ خودِ الفبا می‌دانند. درختش سپیدارِ لرزان است: درختی که دمبرگش پهن و باریک است و برگش با کمترین نسیمی می‌لرزد، حتی وقتی هوا برای بقیه ساکن است. کنایه‌اش «درختِ تیزهوش» است. این حرف از تشخیص می‌گوید — از فهمیدنِ چیزی پیش از آنکه به چشمِ دیگران بیاید — و از بهای این توانایی: کسی که زودتر می‌فهمد، زودتر هم بی‌قرار می‌شود.

اندرزِ حرف

آن حسِ مبهمی را که سه بار سراغتان آمده جدی بگیرید و یک بار دنبالش را بگیرید.

لرزش تشخیص حساسیت
۲۰ I
سرخدار
ایداد «سرخدار» — Yew Idad · ᚔ · آوای I · حرفِ ۲۰ صدادار
واژه‌اوگامِ موران مَک موین

sinem fedo «کهن‌ترینِ درختان»

آخرین حرفِ اوگام، و کنایه‌اش «کهن‌ترینِ درختان». سرخدار درختی است که هزار سال عمر می‌کند و وقتی تنه‌اش از درون می‌پوسد، شاخه‌های آویزانش ریشه می‌زنند و درختِ تازه از خودش درمی‌آید؛ یعنی به معنیِ دقیق کلمه از مرگِ خودش زنده می‌ماند. تمامِ اجزایش هم سمّی است. در ایرلند در گورستان‌ها می‌کاشتندش و چوبِ ترکهٔ اندازه‌گیریِ گور — «فِه» — از همین درخت بود. این حرف از پایانی می‌گوید که پایان نیست، اما اول باید پایان به حساب بیاید.

اندرزِ حرف

پرونده‌ای را که سال‌هاست نیمه‌باز مانده رسماً ببندید؛ آنچه قرار است از آن بروید، بدونِ بسته شدنش نمی‌روید.

کهنگی مرگ و بقا پایان

پنج فُرفِد — و چرا در کیسه نیستند

«فُرفِدا» یعنی حرف‌های افزوده. اینها را در دورهٔ دست‌نویس‌ها ساختند تا صداهایی را بنویسند که بیست حرفِ اصلی نداشتند — بیشترشان صداهای وام‌گرفته از لاتین و یونانی — و روی سنگ‌نبشته‌ها تقریباً هرگز دیده نمی‌شوند. یعنی اینها حرفِ خطِ سنگ نیستند، حرفِ کتاب‌اند. به همین دلیل در اندازِ این ماژول نمی‌آیند و اینجا فقط برای کامل بودنِ فهرست نوشته شده‌اند.

Éabhadh EA

برای صدای ea؛ در سنگ‌نبشته‌ها بیشتر به‌جای «ک» یا «خ» به کار رفته.

Ór OI

نامش یعنی «زر». برای دوواکهٔ oi ساخته شد.

Uilleann UI

نامش یعنی «آرنج»، به شکلِ خودش اشاره دارد.

Ifín IO

از واژهٔ لاتینِ pinus؛ یعنی خودِ نامش وام‌گرفته است.

Eamhancholl AE

یعنی «فندقِ دوقلو»؛ برای نوشتنِ x در وام‌واژه‌های لاتین.

چرا نویسهٔ اوگام را هم نوشتیم و هم کشیدیم

نویسهٔ یونیکدِ اوگام وجود دارد — از U+1680 به بعد — و کنارِ نامِ هر حرف نوشته شده است؛ اما فونتِ اوگام روی بیشترِ گوشی‌ها و رایانه‌ها نصب نیست و همان نویسه به مربعِ خالی می‌رسد. پس نقشِ هر بیست حرف در همین سایت خط به خط کشیده شده تا روی هر دستگاهی یک شکل دیده شود: یک تیغهٔ عمودی و بریدگی‌هایی که سمتشان اَیکمه را می‌گوید و شمارشان خودِ حرف را. آنچه اینجا خواندید سنّت و نماد است، نه پیشگویی.