رفتن به محتوای اصلی
دفترِ فوثارک

بیست‌وچهار رون، سه اَت، دو خوانش

هر رون سه چیز با خود دارد: خوانشِ ایستاده‌اش، خوانشِ وارونه‌اش — اگر اصلاً وارونه‌شدنی باشد — و اندرزی که از آن بیرون می‌آید. اینجا هر سه، برای هر بیست‌وچهار نشانه، به همان ترتیبی که روی سنگ‌نبشته‌ها نوشته شده‌اند.

نُه رونِ تک‌صدا

نقشِ این نُه نشانه زیرِ چرخشِ صدوهشتاد درجه عوض نمی‌شود، پس سنگشان ایستاده و وارونه ندارد و همیشه یک متن دارد. در جدول‌های زیر هم برایشان بخشِ «وارونه» نوشته نشده است — نه از سرِ کم‌کاری، بلکه چون چنین چیزی وجود ندارد.

۷ g
گِبو
Gebo
۹ h
هاگالاز
Hagalaz
۱۰ n
نائوثیز
Nauthiz
۱۱ i
ایسا
Isa
۱۲ j
یِرا
Jera
۱۳ ï
ایواز
Eihwaz
۱۶ s
سُویلو
Sowilo
۲۲ ng
اینگواز
Ingwaz
۲۳ d
داگاز
Dagaz

اَتِ فِرِیر Freyr's Ætt · رونِ یکم تا هشتم

اَتِ ساختن و به دست آوردن: دارایی، نیروی خام، خبر، سفر، مهارت، هدیه و شادی. هر هشت رونش دربارهٔ کاری است که از دستِ خودِ آدم برمی‌آید.

۱ f
فِهو
فِهو «چهارپا، دارایی» Fehu · ᚠ · آوای f · رونِ ۱

در روزگارِ نورس ثروتِ آدم را با شمارِ گاوهایش می‌سنجیدند و فِهو همان واژه است: مالی که جان دارد، می‌زاید، و اگر نگهش نداری از دست می‌رود. این رون از گشایشِ مالی می‌گوید و از دستمزدِ کاری که کرده‌اید؛ اما در همین سنت، دارایی‌ای که جریان نداشته باشد اصلاً ثروت شمرده نمی‌شد.

مِرک‌استاو — وارونه

فِهوِ وارونه از فرسایش می‌گوید: پولی که می‌آید و بند نمی‌شود، یا کوششی که مزدش به دستِ کسِ دیگری می‌رسد. پیش از آنکه دنبالِ درآمدِ تازه بگردید، ببینید کجا دارد نشت می‌کند.

اندرزِ رون

یک بار حسابِ آنچه این ماه از دستتان رفته را بنویسید؛ فِهو با آدمِ بی‌خبر از دارایی‌اش کاری ندارد.

دارایی روزی آغازِ کار
۲ u
اوروز
اوروز «گاوِ وحشی» Uruz · ᚢ · آوای u · رونِ ۲

اوروز نامِ گاوِ وحشیِ اروپاست؛ جانوری که چهارصد سال است دیگر وجود ندارد و شکارش زمانی آزمونِ مردانگی بود. این رون از نیرویی می‌گوید که هنوز رام نشده: توانِ تن، سلامتی که برگشته، یا جسارتی که خودتان هم نمی‌دانستید دارید. اوروز نمی‌پرسد آماده‌اید یا نه؛ می‌گوید نیرو هست، مهارش با شماست.

مِرک‌استاو — وارونه

اوروزِ وارونه یعنی همان نیرو به بیرون نمی‌رود و به درون می‌زند: خستگیِ بی‌دلیل، بیماریِ کوچکِ کِش‌دار، یا فرصتی که چون توانِ روبه‌رو شدن نداشتید از کنارتان گذشت.

اندرزِ رون

امروز یک کار را با تمامِ توان تمام کنید، نه ده کار را نیم‌بند.

نیروی خام تندرستی دلیری
۳ th
ثوریساز
ثوریساز «غول، خارِ تیز» Thurisaz · ᚦ · آوای th · رونِ ۳

ثوریساز هم نامِ غول‌هاست، هم خارِ تیز، و هم پتکِ ثور — سه چیز که در یک نشانه جمع شده‌اند: نیرویی که ویران می‌کند، و همان نیرو وقتی در دفاع به کار برود. این رون اغلب سرِ دوراهی می‌آید و می‌گوید دری هست که پشتش دشواری است. اما دشواری همیشه بلا نیست؛ گاهی همان چیزی است که راه را باز می‌کند.

مِرک‌استاو — وارونه

ثوریسازِ وارونه از شتاب‌زدگی می‌گوید: زدنِ ضربه‌ای که هنوز وقتش نبود، یا وارد شدن به دعوایی که هیچ‌کس از شما نخواسته بود.

اندرزِ رون

پیش از هر واکنشی یک شب صبر کنید؛ ثوریساز از تعویق زیان نمی‌بیند، از عجله می‌بیند.

برخورد دفاع دروازهٔ خطر
۴ a
آنسوز
آنسوز «ایزد، دهان» Ansuz · ᚨ · آوای a · رونِ ۴

آنسوز رونِ اودین است — همان که برای به دست آوردنِ رون‌ها نُه شب از درختِ جهان آویزان ماند — و معنیِ نامش در شعرهای کهن «دهان» است. این رون از خبر می‌گوید: نامه‌ای، حرفی، مشورتی. پاسخِ شما این‌بار از راهِ گوش می‌رسد نه از راهِ کوشش، و اغلب کسی هست که حرفش را باید جدی بگیرید.

مِرک‌استاو — وارونه

آنسوزِ وارونه یعنی سخن دارد شما را گمراه می‌کند: وعده‌ای توخالی، مشورتِ کسی که خودش در ماجرا نفعی دارد، یا حرفی که خودتان به خودتان زده‌اید و باورش کرده‌اید.

اندرزِ رون

امروز بیشتر از آنکه بگویید بشنوید؛ پیامِ آنسوز در سکوتِ شما می‌رسد.

پیام سخن مشورت
۵ r
رایدو
رایدو «سواری، سفر» Raidho · ᚱ · آوای r · رونِ ۵

رایدو هم سفر است هم گردونه‌ای که سفر با آن انجام می‌شود، و در شعرِ رونیِ کهن از «آهنگِ درست» هم می‌گوید: همان ریتمی که اسب را در راهِ دراز از پا نمی‌اندازد. این رون وقتی می‌آید که ماجرا حرکت می‌خواهد، اما حرکتی سنجیده. مهم‌تر از سرعتِ کار، ترتیبِ کار است.

مِرک‌استاو — وارونه

رایدوِ وارونه از سفرِ ناخواسته و برنامهٔ به‌هم‌ریخته می‌گوید، یا از رابطه‌ای که دو طرفش با دو سرعتِ متفاوت می‌روند و هنوز هیچ‌کدام به رویِ خودش نیاورده.

اندرزِ رون

پیش از حرکت، مقصد را یک بار بلند برای خودتان بگویید؛ رایدو راه را بلد است، جهت را نه.

سفر مسیر آهنگِ درست
۶ k
کِنَز
کِنَز «مشعل» Kenaz · ᚲ · آوای k · رونِ ۶

کِنَز مشعلی است در تالارِ تاریک، و در روایتِ دیگری همان تبِ درونیِ آهنگر که فلز را شکل می‌دهد. این رون از دانستن می‌گوید نه از شنیدن: چیزی برایتان روشن می‌شود و از آن پس نمی‌توانید ندیده بگیریدش. برای هر کاری که ساختن و آموختن در آن هست، بهترین رونِ این اَت است.

مِرک‌استاو — وارونه

کِنَزِ وارونه یعنی مشعل خاموش شده: بی‌انگیزگی، کارِ نیمه‌رها، یا رابطه‌ای که گرمایش را از دست داده و هنوز کسی به رویش نیاورده است.

اندرزِ رون

چیزی را که نیمه‌بند بلدید تا آخر یاد بگیرید؛ کِنَز به کنجکاویِ سطحی پاداش نمی‌دهد.

روشنایی مهارت آفرینش
۷ g
گِبو
گِبو «هدیه» Gebo · ᚷ · آوای g · رونِ ۷ تک‌صدا

گِبو ضربدری است که هرطور بیفتد همان است، و همین شکل حرفِ خودش را می‌زند: هدیه در فرهنگِ نورس یک‌طرفه نبود. بخشش پیوند می‌ساخت و پاسخ می‌خواست، و مردی که هدیه می‌گرفت و جبران نمی‌کرد آبرو از دست می‌داد. این رون از بخششی می‌گوید که در راه است یا از شما خواسته می‌شود — و از اینکه هر گرفتن، تعهدی هم با خود می‌آورد.

اندرزِ رون

بخششی را که پذیرفته‌اید بی‌پاسخ نگذارید؛ در این سنت، بدهیِ نانوشته سنگین‌تر از نوشته است.

هدیه پیمان داد و ستد
۸ w
وونیو
وونیو «شادی» Wunjo · ᚹ · آوای w · رونِ ۸

وونیو رونِ پایانیِ اَتِ نخست است و مثل پرچمی بر سرِ چوب می‌ایستد: کار به سرانجام رسیده و می‌شود شاد بود. اما شادیِ وونیو تنهایی نیست؛ این واژه در زبان‌های ژرمنیِ کهن با «خویشاوندی» و «هم‌رأیی» هم‌ریشه است. یعنی این رون از خوشیِ مشترک می‌گوید، از جمعی که چیزی را با هم درست کرده‌اند.

مِرک‌استاو — وارونه

وونیوِ وارونه از شادیِ به تعویق افتاده می‌گوید، یا از جمعی که ظاهرش خوش است و در باطن کسی با کسی نیست.

اندرزِ رون

خبرِ خوشتان را با کسی که در آن سهم داشته قسمت کنید؛ وونیو تنها خورده نمی‌شود.

شادی هم‌دلی کامیابی

اَتِ هاگال Hagal's Ætt · رونِ نهم تا شانزدهم

اَتِ نیروهای بیرون از دستِ آدم: تگرگ، نیاز، یخ، چرخهٔ سال، مرگ، بخت، پناه و خورشید. سخت‌ترین رون‌های فوثارک اینجایند و شش‌تای نُه رونِ تک‌صدا هم.

۹ h
هاگالاز
هاگالاز «تگرگ» Hagalaz · ᚺ · آوای h · رونِ ۹ تک‌صدا

هاگالاز نخستین رونِ اَتِ دوم است و همان تگرگی است که در یک ربع ساعت کشتزارِ یک سال را می‌زند. این رون از رویدادی می‌گوید که از دستِ شما بیرون است و برنامه‌تان را به هم می‌ریزد. اما شعرِ رونیِ ایسلندی نکتهٔ ظریفی دارد: تگرگ را «دانهٔ سرد» می‌خواند و یادآوری می‌کند که تگرگ در نهایت آب است. بعد از آن، زمین همان زمین نیست و آنچه سست بود دیگر برنمی‌گردد.

اندرزِ رون

در برابرِ آنچه ایستادنی نیست نایستید؛ ببینید پس از آن چه چیزی هنوز سرِ پاست.

تگرگ گسست پاک‌سازی
۱۰ n
نائوثیز
نائوثیز «نیاز، تنگنا» Nauthiz · ᚾ · آوای n · رونِ ۱۰ تک‌صدا

نقشِ نائوثیز را دو چوبِ آتش‌افروزی می‌دانند که با ساییدن به هم آتش می‌سازند: از دلِ فشار، گرما بیرون می‌آید. این رون از کمبود می‌گوید — پول، وقت، توان — و از اینکه همین کمبود دارد چیزی را در شما می‌سازد که فراوانی هرگز نمی‌ساخت. رونِ خوشایندی نیست، اما رونِ بدی هم نیست.

اندرزِ رون

به‌جای شکایت از کمبود، یک چیز را از فهرستِ خواسته‌هایتان خط بزنید؛ نائوثیز با سبک شدن آرام می‌گیرد.

نیاز تنگنا بردباری
۱۱ i
ایسا
ایسا «یخ» Isa · ᛁ · آوای i · رونِ ۱۱ تک‌صدا

ایسا یک خطِ راست است و بس؛ ساده‌ترین نشانهٔ فوثارک و یکی از سخت‌ترین‌هایش. یخ در سرزمینِ نورس هم مانع بود هم پل: رودی که یخ بزند دیگر کشتی را راه نمی‌دهد، اما می‌شود از رویش گذشت. این رون می‌گوید ماجرا فعلاً حرکت نمی‌کند و هر فشاری برای راه انداختنش فقط شما را می‌فرساید.

اندرزِ رون

کاری نکنید. همین. ایسا تنها رونی است که «هیچ» را تجویز می‌کند.

یخ ایست صبر
۱۲ j
یِرا
یِرا «سال، درو» Jera · ᛃ · آوای j · رونِ ۱۲ تک‌صدا

یِرا هم‌ریشهٔ همان واژه‌ای است که در انگلیسی «year» شده و از چرخهٔ کشت تا درو می‌گوید. دو نیمهٔ نشانه‌اش به هم نمی‌رسند و همین حرفِ رون است: هر چیزی وقتِ خودش را دارد و زودتر چیدنِ محصول یعنی نچیدنش. این خبرِ خوبی است، اما خبرِ خوبی که تاریخ دارد.

اندرزِ رون

کاری را که سالِ پیش شروع کردید مرور کنید؛ درویِ یِرا از همان‌جا می‌آید.

درو چرخه پاداشِ به‌موقع
۱۳ ï
ایواز
ایواز «درختِ سرخدار» Eihwaz · ᛇ · آوای ï · رونِ ۱۳ تک‌صدا

ایواز درختِ سرخدار است؛ درختی که هم سمّی است هم همیشه‌سبز، و از چوبِ سختش کمان می‌ساختند. در بسیاری از خوانش‌ها ایواز را با ایگدراسیل — درختِ جهان — یکی می‌گیرند: چیزی که ریشه در مرگ دارد و شاخه در زندگی. این رون از گذاری می‌گوید که ترسناک به نظر می‌رسد و در عمل امن‌ترین راهِ موجود است.

اندرزِ رون

از آن بخشِ ماجرا که از آن می‌ترسید مستقیم رد شوید؛ دور زدنش گران‌تر تمام می‌شود.

گذار استواری رویاروییِ ناگزیر
۱۴ p
پِرثرو
پِرثرو «ظرفِ قرعه» Perthro · ᛈ · آوای p · رونِ ۱۴

پِرثرو مبهم‌ترین رونِ فوثارک است و هیچ‌کس با اطمینان نمی‌داند نامش چه معنایی داشته؛ رایج‌ترین حدس این است که ظرفِ ریختنِ قرعه بوده — همان لیوانی که استخوان‌های بخت از آن بیرون می‌ریزند. این رون از چیزی می‌گوید که هنوز رو نشده: رازی، احتمالی، یا آنچه سرنوشت نگهش داشته. پِرثرو نمی‌گوید چه می‌شود؛ می‌گوید هنوز معلوم نیست، و همین ندانستن بخشی از ماجراست.

مِرک‌استاو — وارونه

پِرثروِ وارونه یعنی رازی که باید می‌ماند دارد بیرون می‌ریزد، یا انتظارِ بختی که این دور نمی‌آید. در این حال روی شانس حساب باز نکنید.

اندرزِ رون

چیزی را که به شما سپرده‌اند نگه دارید؛ پِرثرو با آدمِ کم‌حرف مهربان‌تر است.

بخت راز آنچه پیدا نیست
۱۵ z
آلگیز
آلگیز «گوزن، پناه» Algiz · ᛉ · آوای z · رونِ ۱۵

برای آلگیز سه معنی گفته‌اند — شاخِ گوزن، دستِ برافراشته، و نیِ تیزِ مرداب — و هر سه یک کار می‌کنند: دفاع. این رون از پشتیبانی می‌گوید، از اینکه چیزی یا کسی هوایتان را دارد، و از اینکه همین حالا وقتِ کشیدنِ مرز است نه وقتِ باز گذاشتنِ در.

مِرک‌استاو — وارونه

آلگیزِ وارونه را در سنتِ رونی «اِیر» می‌خوانند و سنگین‌ترین هشدارِ فوثارک می‌دانند: باز گذاشتنِ پهلو، اعتماد به جای نادرست، یا کمکی که به قیمتِ خودتان تمام می‌شود.

اندرزِ رون

آن یک «نه» که این هفته باید بگویید را همین امروز بگویید.

پناه مرز نگهبانی
۱۶ s
سُویلو
سُویلو «خورشید» Sowilo · ᛊ · آوای s · رونِ ۱۶ تک‌صدا

سُویلو خورشید است و پایان‌بخشِ اَتِ آزمون‌ها: پس از تگرگ و نیاز و یخ، نور. در اسطورهٔ نورس خورشید مؤنث است و هر روز از دستِ گرگی که دنبالش می‌کند می‌گریزد؛ یعنی روشنایی چیزی نیست که بماند، چیزی است که هر روز دوباره به دست می‌آید. این رون از کامیابی و از سلامتیِ برگشته می‌گوید.

اندرزِ رون

آنچه را در این دوره روشن شد بنویسید؛ سُویلو زود می‌گذرد و حافظه کوتاه است.

خورشید پیروزی روشنی

اَتِ تیر Týr's Ætt · رونِ هفدهم تا بیست‌وچهارم

اَتِ نظم و آدمی: داد، رویش، همراهی، خویشتن، شهود، بذر، سپیده و میراث. اینجا از نسبتِ آدم با آدم‌های دیگر حرف زده می‌شود.

۱۷ t
تیواز
تیواز «تویْر، ایزدِ داد» Tiwaz · ᛏ · آوای t · رونِ ۱۷

تیواز نامِ تویْر است؛ ایزدی که دستش را در دهانِ گرگِ فِنریر گذاشت تا بقیه فرصت کنند ببندندش، و دستش را از دست داد. نشانه‌اش پیکانی است رو به بالا و رونِ داد و پیمان است. این رون از کارِ درست می‌گوید، حتی وقتی هزینه دارد، و اغلب سرِ دعواها، قراردادها و تصمیم‌های اخلاقی می‌آید.

مِرک‌استاو — وارونه

تیوازِ وارونه از انگیزهٔ ته‌کشیده و از داوریِ ناعادلانه می‌گوید: جنگیدن برای چیزی که دیگر به آن باور ندارید، یا فداکاری‌ای که هیچ‌کس از شما نخواسته بود.

اندرزِ رون

در این ماجرا سمتِ درست را انتخاب کنید، نه سمتِ راحت.

داد پیمان ازخودگذشتگی
۱۸ b
بِرکانو
بِرکانو «درختِ توس» Berkano · ᛒ · آوای b · رونِ ۱۸

بِرکانو درختِ توس است؛ نخستین درختی که پس از عقب‌نشینیِ یخ در شمال سبز می‌شود، و در فرهنگِ نورس نشانهٔ زن و زایش و پرورش. این رون از چیزی می‌گوید که تازه دارد شکل می‌گیرد و هنوز باید پنهان بماند تا جان بگیرد: بارداری، کارِ نوپا، یا رابطه‌ای در آغاز.

مِرک‌استاو — وارونه

بِرکانوِ وارونه از رشدی می‌گوید که متوقف شده: خانه‌ای که در آن آرامش نیست، یا کاری که پیش از وقت رو شد و همان رو شدن خشکاندش.

اندرزِ رون

کارِ نوپایتان را فعلاً برای کسی تعریف نکنید.

رویش زایش پرورش
۱۹ e
اِهواز
اِهواز «اسب» Ehwaz · ᛖ · آوای e · رونِ ۱۹

اِهواز اسب است، اما نه اسب به‌تنهایی: پیوندِ اسب و سوار. در متن‌های کهن اسب تنها جانوری است که به آن اعتماد می‌کنند و همین نشانه شد رونِ همکاری و وفاداریِ دوسویه. این رون از پیشرفتی می‌گوید که تنها به دست نمی‌آید و از شریکی که باید نگهش دارید.

مِرک‌استاو — وارونه

اِهوازِ وارونه از ناهماهنگی می‌گوید: دو نفر که دیگر یک جهت نمی‌روند، یا سفری که در وقتِ نامناسب شروع شده است.

اندرزِ رون

پیش از قدمِ بعدی با کسی که در این ماجرا کنارِ شماست حرف بزنید.

همراهی اعتماد پیشرَوی
۲۰ m
مانّاز
مانّاز «آدمی» Mannaz · ᛗ · آوای m · رونِ ۲۰

مانّاز «انسان» است، و در نشانه‌اش دو ستون با هم گره خورده‌اند: هیچ‌کس در این سنت به‌تنهایی آدم نیست. این رون درست وقتی می‌آید که پرسش دربارهٔ خودِ شماست و پاسخش را باید در نسبتتان با دیگران پیدا کنید — در آینه‌ای که آدم‌های اطراف جلوی شما گرفته‌اند.

مِرک‌استاو — وارونه

مانّازِ وارونه از خودخواهی یا از انزوا می‌گوید؛ دو چیزی که در ظاهر ضدِ هم‌اند و در عمل یک نتیجه دارند: تنها ماندن سرِ بزنگاه.

اندرزِ رون

از کسی کمک بخواهید. مانّاز کمک خواستن را ضعف نمی‌داند.

خویشتن جامعه خردِ آدمی
۲۱ l
لاگوز
لاگوز «آب، دریاچه» Laguz · ᛚ · آوای l · رونِ ۲۱

لاگوز آب است — دریا، برای مردمی که کلِ زندگی‌شان روی دریا می‌گذشت — و در معنیِ دوم همان چیزی که زیرِ سطح جریان دارد. این رون از احساس و شهود می‌گوید و از اینکه در این ماجرا حسِ شما بیشتر از حسابِ شما می‌داند. اما آب راه هم هست: بیشترِ سفرهای بزرگِ نورس از آب رفتند.

مِرک‌استاو — وارونه

لاگوزِ وارونه از سردرگمی و از حسِ اشتباه می‌گوید: تصمیمی که با موجِ لحظه گرفته شود، یا ترسی که به‌جای شهود نشسته است.

اندرزِ رون

یک شب روی این تصمیم بخوابید؛ لاگوز صبح روشن‌تر است.

آب شهود ناخودآگاه
۲۲ ng
اینگواز
اینگواز «اینگ، ایزدِ باروری» Ingwaz · ᛝ · آوای ng · رونِ ۲۲ تک‌صدا

اینگواز نامِ ایزدِ باروریِ ژرمن‌هاست و نشانه‌اش لوزیِ بسته‌ای است مثل بذر یا تخم. این رون از دوره‌ای می‌گوید که تمام شده و بار داده: کاری به سرانجام رسیده و اکنون آرامشی هست که پیش از آن نبود. در شعرِ رونیِ انگلیسیِ کهن، اینگ کسی است که می‌آید، کارش را می‌کند و می‌رود.

اندرزِ رون

پرونده‌ای را که تمام شده رسماً ببندید؛ اینگواز از باز ماندنِ درِ گذشته خوشش نمی‌آید.

بذر تمام شدن آسودگی
۲۳ d
داگاز
داگاز «روز، سپیده‌دم» Dagaz · ᛞ · آوای d · رونِ ۲۳ تک‌صدا

داگاز روز است، اما دقیق‌تر همان لحظه‌ای که شب به روز می‌رسد — نشانه‌اش هم دو مثلثِ به‌هم‌رسیده است، مرزِ تاریکی و روشنی. این رون از دگرگونیِ بی‌بازگشت می‌گوید که برخلافِ هاگالاز آرام می‌آید: یک روز از خواب بیدار می‌شوید و می‌بینید دیگر همان آدمِ قبلی نیستید.

اندرزِ رون

تصمیمی را که مدت‌هاست در سرتان پخته شده اعلام کنید؛ وقتش همین حالاست.

سپیده دگرگونی گشایش
۲۴ o
اوثالا
اوثالا «میراث، زمینِ پدری» Othala · ᛟ · آوای o · رونِ ۲۴

اوثالا آخرین رونِ فوثارک است و از زمینی می‌گوید که به ارث می‌رسد — نه فقط ملک، بلکه هر چه از پیشینیان گرفته‌اید: نام، پیشه، خوی، و بارِ خانوادگی. این رون وقتی می‌آید که پاسخِ پرسش در گذشتهٔ خانوادگی است یا در جایی که واقعاً به آن تعلق دارید.

مِرک‌استاو — وارونه

اوثالای وارونه از بندِ میراث می‌گوید: ماندن در خانه‌ای که دیگر جای شما نیست، یا تکرارِ الگویی که از پدر و مادر گرفته‌اید و هرگز خودتان انتخابش نکرده‌اید.

اندرزِ رون

یکی از عادت‌های خانوادگی‌تان را امسال آگاهانه انتخاب یا رها کنید.

میراث خانه ریشه

چرا نویسهٔ رونی را نکشیدیم و کشیدیم

نویسهٔ یونیکدِ رونی وجود دارد — از U+16A0 به بعد — و کنارِ نامِ هر رون نوشته شده است؛ اما فونتِ رونی روی بیشترِ گوشی‌ها و رایانه‌ها نصب نیست و همان نویسه به مربعِ خالی می‌رسد. پس نقشِ هر بیست‌وچهار رون در همین سایت خط به خط کشیده شده تا روی هر دستگاهی یک شکل دیده شود. آنچه اینجا خواندید سنّت و نماد است، نه پیشگویی.